چون برای فراموش کردنش هزاران بار تکرار لازم است و من با هر تکرار یک توی جدید از تو می سازم..
مثل جدول ضرب..می شوی ملکه ذهنم!
+دیروز دو تا از دوستام رو خونه مون دعوت کردم..که هر سال تابستون همین کار رو میکنم..و اونا هم همینطور..هر وقت با اونام به اندازه یک سااال میخندم..چون معمولا ادمی نیستم که زیاد قهقهه بزنم و بخندم..دیگه وقتی به کسی لبخند میزنم یعنی خیلی جالب بوده برام..من فقط وقتی با دوستام هستم میخندم خیییلی..مخصوصا این دو تا..با فیلم و خندوانه و گرینگو شو و اینجور چیزا خنده ام نمیگیره..چون خنده دار هم نیست :)))
+تصمیم گرفتم دو سال دیگه برم کلاس رانندگی که تا هجده سالگی دست فرمونم خوب شه و دیگه تا اون موقع گواهینامه ام بیاد :))
+کتاب درسی های سال نهمم خریدم..بهشون که نگاه میکنم میتونم تمام روز های مزخرف سال تحصیلی جدید رو ببینم.فکر میکنم معلم فارسی جدید امسالمون یه خانوم پیر چاق بد اخلاق باشه..معلم علوم هم احتمالا یه ادم لاغر قد بلند خشک و عینکی..تصور من اینه دیگه..
+نیکا بهم گفت پنجشنبه و سه شنبه که تو تهران بودی خیلی دلم برات تنگ شد..اصلا کانون سوت و کور بود..خوشحال شدم از حرفش ..
+حنانه هی من رو به زور میبره خانه کاشانه چرت و پرت های اونجا رو بهم میندازه که منم یه خریدی کرده باشم..ایندفعه از این برگه یادداشت چسب دارا و برچسب برجسته(!) و سوهان ناخن انداخت بهم..دفعه قبلش دو تا نی تزیینی و فانتزی شیشه ای و کارت پستال که البته واسه تزیین خونه حمید و ایسان به کارم اومد رو بهم انداخت..
+پایین شهر گرگان که همه چی ارزونه رو خیلی دوست دارم..امروز هم یه انگشتر خریدم..پنج تومن :))) و بعدش اومدم یخورده بالا تر و کتاب بلندی های بادگیر رو سی و پنج تومن خریدم..بعد رفتم بالا تر یه مداد استدلر معمولی(هر سال میخرم ..با اینکه مداد نوکی استفاده میکنم..ولی تو کیفمه برای هفته ای یک بار که جامدادیم رو جا میذارم..همیشه یه مداد پاک کن اضافی یه گوشه کیفم دارم..)یه مارکر سبز و نوک مداد هفت دهم و سه تا خودکار پنتر به رنگ های قرمز و ابی و سیاه..و جلد چسبی و کتاب های درسی و کاغذ کادو خریدم..کتاب ریاضیمم دادم سیمی کنن و برگه بذارن..
+سه ساله به جامدادی کوچیک و باریک و نارنجی و کثیفم وفا دارم..و جز سه رنگ خودکار و اتُد و نوک مداد و پاک کن چیزی توش جا نمیشه..بقیه رو میریزم تو کیفم..ولی بیشتر از همین ها استفاده میکنم..
+به هیچ عنوان شوق ندارم واسه نهم..فقط قراره درس بخونم تا پایه ام برای انسانی قوی شه؟ممکنه نظرم عوض شه و انسانی نرم؟نظرتون چیه؟برای من که نمیدونم چی کاره شم..از علوم هم بدم میاد..چی خوبه؟چی درسته؟خانوم جلالی بهم میگفت برو ریاضی..ولی من از فیزیک بیشتر از علوم بدم میاد..چیکار کنم؟خدا کاش کمک کنی درست ترین رو انتخاب کنم..این اول راه زندگی واقعیمه..بزرگ ترین تصمیم گیریم توی این 15 سال متاسفانه همینه..چیکار کنم؟
برچسب:
نویسنده: آتنا حسنی