98/10/28
سه هفته اس با دوستام بیرون نرفتم و هیچ کدومشونو ندیدم
سه هفته اس ک تو خونه خودمو با چایی و عود زنده نگه داشتم و مامان برای بهتر شدن حالم هر روز گل نرگس میخره
سه هفته اس که فقط دارم درس میخونم..طراحی میکنم..تی وی پینت کار میکنم..کتاب میخونم
گونه هام فرو رفته و زیر چشمام سیاه شده از بی خوابی..اما یکی از همکلاسیام بهم گفت: انقد زیاد گل میزنی زیر چشات سیاهه :/
سه هفته اس واقعا تلاش کردم..انقدر که اگر یک روز درس نمیخوندم یا انیمیشن کار نمیکردم احساس میکردم مردم..
یه مستند درباره هایائو میازاکی دیدم..تاریخچه انیمیشنو حفظه حفظم :/
کتاب گتسبی بزرگو تموم کردم..اخرای دن کیشوتم..خیلی دن کیشوتو اروم میخونم..دلم نمیخواد تموم شه..
98/11/14
دن کیشوت خیلی وقته تموم شده..اخرای کتاب بیگانه..نوشته البرت کامو..وسطای کتاب تهوع و اولای کتاب پیرمرد و دریا هستم..
احساس تشنگی بعد از خوردن بستنی رو دارم تمام مدت
این فصل دانش فنی مبانی سینماس..بامزس.حال میکنم باهاش
لپ تاپم امروز کنارش ی دود عجیب کرد..و دیگه دود نکرد..نگرانشم :/
دارم دنبال قلم نوری و صفحه نوری میگردم
ب خاطر فرار از مدرسه انضباطم شد 17 و نیم و معدلمم شد 19 و نیم..
خوبم..ن نیستم..میشم
برچسب:
نویسنده: آتنا حسنی