خرید بک لینک
می دانی مانیتور عزیز!

تا همین یکی دو سال پیش..من وقتم رو بیشتر با تو میگذروندم تا مامان.

تا همین 10 یا 11 سالگی ام.هر روز مامان و حمید را می دیدم که بیرون میرفتند و من را پای کامپیوتر می نشاند.

و هر وقت بر میگشتند ، من ابمیوه های رنگارنگ را در دست حمید می دیدم و حدس میزدم که ممکن است چه طعمی باشد!

ان روز ها نمیدانستم پیناکولادا یعنی نارگیل و اناناس.

من ان بازی کوفتی مزخرف ماجراجویی را هزاران بار به مرحله اخرش می رساندم که گیر داشت و از ان به بعدش را بازی نمی کردم..

من ان بازی خرگوش هویج خور..ارایش عروسک باربی..بازی گارفیلد..رئیس مزرعه..حتی پاسور که برای خود ویندوز بود را حفظ بودم..

مامان همیشه میگوید:دختر خودش تربیت میشود..تربیت پسر مهم است..پسر است که به بیراهه می رود.

و من را به اغوش تو..ای مانیتور عزیز..می سپرد.

و تا همین پارسال هم من در اغوش تو فهمیدم دنیا دست کیست..حمید که رفت مامان برای من شد..من ابمیوه های جورواجور دستم میگرفتم..من بستنی ذغالی با مامان می خوردم.

اما مانیتور عزیز..حمید که رفت فکر خیالش را از ذهن مامان نبرد.

من می ماندم و ابمیوه ای عجیب غریب در دست و درد دل های مامانم..با من..

من دیگر حسرت چیزی را نداشتم.من تمام چیز های خوب و بد دنیا را امتحان کرده ام.

من تا حالا پیش هیچ کس گریه نکرده ام مانیتور عزیز.

مشکل اینجاست که همه..گریه هایشان را پیش من میکنند.اشک هایشان لباس من را خیس میکند.

مانیتور عزیز.شاید اگر من از کودکی چیزی به جز تو یادم می ماند..الان تصمیم نمی گرفتم انیمیشن بخوانم.شاید الان توی کار با تو از حمید وارد تر نبودم.

اما مانیتور عزیز..جواب بچگی پر حسرت بی درد را یک نوجوانی بی حسرت با درد..پس نمی دهد..

من عاشق تو و مامان و حمید و بابا هستم..

اما..این را باید قبول کنیم که با توجه به اینکه مهم ترین بخش تربیت در کودکیست..تو من را تربیت کرده ای..نمیگویم مامان نقشی نداشته..اما کم بود..اما عاشقشم..بیشتر از تو.

من در حقیقت الان یک رباتم تا یک انسان..من به بیل گیتس و استیو جابز مدیونم..

مانیتور عزیز

ممنونم به خاطر این 15 سال و بعدش..

برچسب: نویسنده: آتنا حسنی تاريخ: چهارشنبه 22 اسفند 1397 ساعت: 18:02

صفحه بندی