کاش دو سال پیش می مردم
اونموقع منو با چیزای قشنگی به یاد میاوردن
الان منو با تنهایی به یاد میارن
با حرف نزدن
بااا گریه
با درد
با زیر چشم گود افتاده و گونه هایی ک استخونش بیرون زده
منو با تک ستاره ی کم نور توی اسمون ابری و سیاه شب
با اهنگ It s cloudy now
ولی تنها چیزی ک از دو سال پیش ثابته اهنگ hallelujah عه
با اسم لی لی
با خنده های کجی ک خنده نیست
منو با رنگ سیاه
و جورابایی ک دیگه بلندی و رنگ و شکلشون منو خوشحال نمیکنه
منو با نداشتن حتی یک دوست
منو با حوصله سر رفتن خودشون وقتی ییششون بودم
منو با حساس بودن
منو با اهنگ حبس ابد ای ام دی
منو با ترس
ترس از همه چی.
مخصوصا ترس تغییر و از دست دادن چیزی یا کسی
منو با گل نرگسی که هیچوقت کسی جز مامانم برام نگرفت
اگه بمیرم برام گل نرگس میارن ن؟
اگه بمیرم وقتی میان سر خاکم اهنگ hallelujah رو زیر لب میخونن ن؟
اگه بمیرم کنان اسمم یه پراتز باز میکنن و توش مینویسن لی لی..مگ ن؟
اگه بمیرم دوستام بر میگردن ن؟
اگه بمیرم سکوتم دیگه اذیتشون نمیکنه ن؟
اگه بمیرم دیگه تنها نیستم..همه دوسم دارن
اگه بمیرم مامانم دیگه نگران ریه و معده ام نیست
اگه بمیرم دیگه نمیترسم که چیزی رو از دست بدم!
برچسب:
نویسنده: آتنا حسنی