سلا م مثلا چند روز پیش خواستن ما را ببرند اردو . چه قدر بچه ها خوش حال بودند! بالاخره سه شنبه شد و ما بچه ها یک عالمه خوراکی آورده بودیم . اما ما کلاس ششمی ها و پنجمی ها به اردو نرفتیم . البته ما برای کلاس پنجم ناراحت نبودیم چون آن ها خیلی پر رو هستند و ما از آن ها خوشمان نمیاد. حالا این ها به کنار ، کلاس های اول و دوم و سوم و چهارم که بار چهارم و یا سوم شان بود که می رفتند اردو ، این بار هم رفتند . خلاصه ما در حیاط نشستیم و شروع کردیم به خوراکی خوردن و بدون هیچ درسی. ولی به ما قول دادند که هفته ی بعد ما را به اردو ببرند . البته یک چیزی هم جا ماند . فکر نکنم همش تقصیر مدرسه باشد . شاید اتفاق هایی افتاده است که ما نمی دانیم!!!
برچسب: اردو یا پیش غذا,اردو یونی کوڈ کتابیں,اردو یونیکوڈ کتب,اردو نعت یا شاعری,طب یونانی اردو,یاد اردو شاعری,یادگیری اردو,اردوی یکروزه,خاطرات یک اردو,یوٹیوب اردو,
نویسنده: آتنا حسنی