
اردو در مدرسه تجربه ی جالبی بود و خیلی هم بهمون خوش گذشت...
ادامه مطلب
سلا م مثلا چند روز پیش خواستن ما را ببرند اردو . چه قدر بچه ها خوش حال بودند! بالاخره سه شنبه شد و ما بچه ها یک عالمه خوراکی آورده بودیم . اما ما کلاس ششمی ها و پنجمی ها به اردو نرفتیم . البته ما برای کلاس پنجم ناراحت نبودیم چون آن ها خیلی پر رو هستند و ما از آن ها خوشمان نمیاد. حالا این ها به کنار ، کلاس های اول و دوم و سوم و چهارم که بار چهارم و یا سوم شان بود که می رفتند اردو ، این بار هم رفتند . خلاصه ما در حیاط نشستیم و شروع کردیم به خوراکی خوردن و بدون هیچ درسی. ولی به ما قول دادند که هفته ی بعد ما را به اردو ببرند . البته یک چیزی هم جا ماند . فکر نکنم همش تقص...
ادامه مطلب
جونم براتون بگه که یک روز دیگه قرار شد بریم اردو.خانم موسوی هم در جواب اینکه شاید هوا بارانی باشد ناسزای به درک را به زبان آورد و همه جیغ کشیدند (از سر خوشحالی). روز بعد به ناهار خوران که رفتیم مه بود و کمی سرد باران هم گرفت.دو نفر از بچه های کلاس که نمیگم کیا بودن گفتن ما میخوایم بریم مدرسه ولی ۲۹ نفر گفتند میخوایم بمونیم.تازه پنجمی ها که باهامون اومدند رو حساب نکردم با اونا حدود۴۶یا۴۷ نفر میشدیم که میگفتند:نه.خانوم موسوی هم اول گفت بمونیم ولی وقتی اون دو نفر نام نبرده گفتند:نه بریم نظرشون عوض شد .تو راه برگشت بودیم که افتاب شد.خانوم موسوی هم گفت که حالا ...
ادامه مطلب